الشيخ المنتظري

269

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

فرمودند : چطور يافتى آنچه را خواندى ؟ عرض كردم : باطل است و چيز مهمّى نيست ، و خلاف گفته هاى مردم است ! حضرت فرمودند : اى زراره آنچه را ديدى به خدا قسم حق است ، املاء رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) و خط على ( عليه السلام ) است به دست خود . پس شيطان به سراغ من آمد و وسوسه كرد ، پس نزد خود گفتم : از كجا مىداند املاء پيغمبر و خط على است ؟ ! ناگاه پيش از اين كه سخنى بگويم فرمودند : زراره شك نكن ، چگونه من نمى دانم كه املاء پيغمبر و خط على است در صورتى كه پدرم از جدّم نقل كرد كه اميرالمؤمنين حديث كرد او را ؟ پس من پشيمان شدم از اين كه كتاب را با عنايت نخواندم و گرنه حرفى از آن از من فوت نمى شد . ( 1 ) ببينيد چگونه مغزها در كانال انحرافى افتاده بود كه زراره از اصحاب ائمّه مغزش از فتاوايى پر بوده كه از طريق ديگرى غير از عترت به دست آمده است و همه خلاف حق ، ديگر واى به حال آنهايى كه اصلاً دنبال على و عترت نبودند ! ضمناً از نحوه برخورد و توهّم مثل زراره نسبت به امام باقر ( عليه السلام ) مظلوميّت ائمه ( عليهم السلام ) كاملاً روشن مى گردد . « وَلاَيَرَى أَنَّ مِنْ وَرَاءِ مَا بَلَغَ مَذْهَباً لِغَيْرِهِ » ( و اصلاً نمى بيند و به نظرش نمى آيد كه وراء آنچه فهميده مذهبى هم براى غير خودش هست . ) به مغزش نمى آيد كه يك على هم هست كه از خواص پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) بوده و اوّل كسى بوده كه به پيغمبراكرم ايمان آورده و در دامن پيغمبر بزرگ شده است ، و پيغمبر نسبت به او فرمود : او باب علم من و باب حكمت من است . « وَإِنْ أَظْلَمَ أَمْرٌ إِكْتَتَمَ بِهِ ، لِمَا يَعْلَمُ مِنْ جَهْلِ نَفْسِهِ » ( و اگر مسأله اى برايش تاريك و مشكل شود كتمان مىكند ، براى اين كه خودش مىداند جاهل است . )

--> 1 - كافى ، ج 7 ، ص 94 ، كتاب مواريث ، باب ميراث الولد مع الأبوين ، حديث 3